محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
180
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و اهل بيت او عليهم السّلام ، مرجع در تفسير و تبيين آنها هستند و همانا آنان ، بهتر مىدانند كه چه در قرآن آمده است . 9 - ( بين مأخوذ ميثاق علمه و موسّع على العباد في جهله ) پيش از اين گفته شد كه برخى از احكام و آموزههاى اسلام ، اعتقادى و برخى ديگر عملى هستند و ناآگاهى و بىمهرى به اصول اوليه اعتقادى ، مانند ايمان به خدا و پيامبرش و روز رستاخيز پذيرفته نمىشود ؛ هرچند آگاهى و اعتقاد به موارد جزيى مانند عينيت صفات و ذات خداوند و مواردى ديگر از اين قبيل ، لازم و ضرورى نيست . توضيحات بيشتر را در اين زمينه ، مىتوان در كتاب ديگرى از نگارنده به نام « فلسفة التوحيد و الولاية » و در فصل « ما يجب و ما لا يجب » يافت . اما در مورد احكام عملى اسلام ، بر مكلف لازم است كه حكم تمام اعمال و رفتارهاى خود را بداند ؛ چه آنهايى كه جزو عبادات به شمار مىروند و چه غير آنها ، مانند احكام خوردنيها و نوشيدنيها . 10 - ( و بين مثبت في الكتاب فرضه و معلوم في السّنّة نسخه ) همگان اتفاق نظر دارند كه احكام قرآن با خبر متواتر ، قابل نسخ است و اختلاف نظر در امكان نسخ قرآن با خبر واحد به وجود مىآيد . بيشتر دانشمندان ، توانايى خبر واحد در نسخ آيات قرآن را نپذيرفتهاند و حتى در اين مسأله ، اجماع فقها نقل شده است . اما به نظر نگارنده ، ظواهر قرآن قابل نسخ با خبر واحد هستند ؛ چه آن كه سنت و حديث ، بيان و تفسير كلام خدا هستند و هيچ تفاوتى ميان آيه قرآن و خبر واحد در ارزش علمى آنها نيست و ايمان به هر